ناگفته‌هایی از فتواهای عجیب محمدبن عبدالوهاب

14:28 - 1395/01/18

چکیده: اگر بخواهیم سرچشمه فتواها و نظریات مضحکانه علماء وهابی را بیابیم، باید آن را در عقائد و فتواهای ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب جست‌جو کنیم.که تنها به بهانه و حکم بدعت چنان فتواهایی صادر می‌کنند که عقل هر انسانی به شگفتی در می‌آید و به راحتی یک لیوان آب خوردن حکم قتل صادر می‌کنند که اساساً هیچ یک از آن‌ها، منشأ عقلانی و شرعی نداشته است.

ناگفته‌هایی از فتواهای محمدبن عبدالوهاب

دادن فتواهای مضحکانه و دور از عقل و منطق کار این روزهای علما و مفتیان وهابیت است. آنان این نوع فتواها را از رهبر و امام‌شان یعنی «ابن تیمیه» و «محمدبن عبدالوهاب» به ارث برده‌اند.
آری اگر بخواهیم سرچشمه این فتواها و نظریات را بیابیم، باید آن را در عقائد و فتواهای ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب جست‌جو کنیم.که تنها با بهانه بدعت بودن، چنان فتواهایی صادر می‌کنند که عقل هر انسانی را به شگفتی و تعجب وا می‌دارد و به راحتی یک لیوان آب خوردن حکم قتل صادر می‌کنند که اساساً هیچ یک از آن‌ها، منشأ عقلانی و شرعی نداشته است.

در این نوشتار به نمونه‌هایی از نظریات و فتواهای محمدبن عبدالوهاب و لجنه افتا عربستان اشاره می‌نماییم که عقل و قلب هر انسانی از شنیدن آن به درد می‌آید و این یک زنگ خطری است برای دنیای اسلام که این‌ها با صادر کردن این نوع احکام به نام اسلام، هدفی جز نابودی شریعت اسلامی ندارند.

تارک نماز جماعت باید کشته شود
از جمله فتواهای شگفت‌انگیز محمدبن عبدالوهاب این است که نماز جماعت (که یک امر مستحبی است) واجب عینی است و تاسف‌بارتر این‌که اگر کسی آن را ترک کند باید کشته شود. او در باب نماز جماعت می‌گوید: «نماز جماعت واجب عینی است! هر کس ترک کند، باید کشته شود مثل تارک اذان که باید کشته شود».[1]

تارک اذان و اقامه باید کشته شود
همان‌طور که در بالا آمد او در باب اذان و اقامه می‌گوید: « اگر مردم یک شهری، اذان و اقامه را ترک کنند، کشته می‌شوند یعنی امام یا نائب امام با آن‌ها مقاتله می‌کند تا این‌که اذان و اقامه را بگویند».[2]  

سوالی که ذهن این حقیر را مشغول ساخته این است که «اذان و اقامه» در کجای شریعت اسلامی قرار دارد و ترک آن چه ضرری به ایمان و اعتقاد انسان وارد می‌سازد که این خبیث این چنین تارک آن را به قتل محکوم می‌نماید.

فتوایی عجیب و نمونه‌ای درد آور، از تحجّر محمدبن عبدالوهاب
از جمله فتواهایی که عقل انسان را به بن بست می‌رساند و شریعت اسلامی با این فتوا نابود و متلاشی می‌گردد، این است که محمد بن عبدالوهاب می‌گوید:«فدل الحديث، وعمل الصحابة، على أن من ترك شيئا من شرائع الدين الظاهرة، و كانوا طائفة مجتمعة على ذلك، أنهم يقاتلون: آن‌چه که احادیث و عمل صحابه به آن دلالت می‌کند این است که اگر کسی یکی از شرایع آشکار دینی را ترک کند، در حالی که عده‌ای به آن عمل می‌کنند، باید کشته شود».[3]

این بدان معناست که هر کسی یکی از احکام شریعت(واجب-مستحب) که مردم به آن عمل می‌کنند، ترک کند باید کشته شود؛ یعنی اگر کسی حتی دروغی بگوید و غیبتی بکند و ... باید کشته شود. که در این‌صورت دیگر اثری از شریعت و دین و احکام دین باقی نمی‌ماند، اصلا مسلمانی باقی نمی‌ماند که بخواهد به دین عمل کند.

«محمدبن عبدالوهاب» موذن نابینا را بعد از گفتن اذان کشت!
زینی دحلان می‌نویسد: «محمدبن عبدالوهاب مرد نابینایی که مؤذن بود، و آدم صالحی هم بود، صدای خوبی هم داشت را به قتل رساند. زیرا وقتی که وی را از صلوات فرستادن بر پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بالای مناره بعد از اذان نهی کرد، و او گوش نداد و بر پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) صلوات فرستاد، پس دستور داد او را بکشند و کشتند». سپس برگشت و گفت: «رفت و آمد به خانه آشکار و مشخص یک زن خطا کار یعنی زنا کار، برای فحشا؛ گناهش کمتر از کسی است که بر بالای مناره بر پیغمبر صلوات بفرستد».[4]  

خباثت او تا به جایی است که حتی از صلوات نیز جلوگیری می‌کرد و به یک موذن نابینا نیز به جرم صلوات فرستادن رحم نکرد. در حالی‌که در روایات بسیاری در منابع اهل سنت وارد شده است که باید بر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) صلوات بفرستیم و صلوات ما به حضرت می‌رسد؛ از جمله آن‌ها این‌که حضرت فرمودند: «روزهای جمعه بر من صلوات بیشتر بفرستید، چون صلوات شما به من می‌رسد».[5]

در نتیجه: حق این است که داعش و النصره و این وهابیان و سگان وحشی که این‌چنین در سوریه و عراق به کوچک‌ترین بهانه‌ای سر مسلمانان را از بدن جدا می‌کنند، به گرد پای محمدبن عبدالوهاب نمی‌رسند. و آنان بسیار شرافت‌مندتر و سخاوت‌مندتر از ارباب خبیث‌شان هستند. و اگر دنیای اسلام بخواهد خود را از شر چنین موجوداتی راحت کند، ابتدا می‌بایست این مسائل و سرچشمه این مولود حرام زاده را حل نماید.

___________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه، ج10، ص 328. متن کتاب «و قال في باب صلاة الجماعة: و هي واجبة وجوب عين، فيقاتل تاركها كأذان»
[2]. همان، ج10، ص 328. متن :« و قال في باب الأذان و الإقامة: فإن تركهما، أي: الأذان والإقامة، أهل بلد قوتلوا أي: يقاتلهم الإمام أو نائبه، حتى يفعلوهما»
[3]. همان، ج 9 ص 246.
[4]. الدر السنیه فی الرد علی الوهابیه، زینی دحلان، ص40.
[5]. سنن ابن ماجه، ج1، ص524 ؛ سنن کبری، ج3، ص249؛  مستدرک حاکم، ج2، ص421؛ البدایه والنهایه، ج5، ص297.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.