هویت انسانی و هویت دینی، هم نشینی یا جانشینی؟

12:00 - 1397/02/31

دین، هم راه‌کار می‌دهد و هم هویت انسان را درست می‌کند.

دین و اخلاق

برخی بر این گمان اند که هویت انسانی و اخلاقی مستقل از دین است و می توان و باید قبل از دینداری این هویت را به دست آورد و الا دین‌داری نفعی به حال انسان ندارد. این سخن اگر درباره ادیان غیر الهی صادق باشد، درباره دین حق که از سوی خداوند نازل می شود صدق نمی کند، چرا که چنین دینی دربردارنده و تضمین کننده همه ابعاد سعادت بشر است.

در برخی سایت های اینترنتی[1] گفتگویی از آقای ابوالقاسم فنایی با عنوان «اخلاق و دین، هم نشینی یا جانشینی» منتشر گردید. این گفتگو در صدد بررسی مسأله اخلاق و دین است، ولیکن در بخش‌هایی از آن، متعرض نکته ای شده است که از منظر کلامی باید بررسی شود. ایشان معتقد است قبل از انتخاب دین، انسان باید هویت انسانی بیابد و از هویت حیوانی منسلخ شود. در غیر این صورت دین‌داری او دین‌داری یک حیوان خواهد بود نه دین‌داری یک انسان. آن گاه در ظاهر یک انسان دین‌دار، رفتارهای حیوانی از او بروز می کند. بنابراین یافتن هویت انسانی مقدم بر همه چیز است و دین‌داری ما نیز وابسته به آن است.
معنای این سخن این است که در صورت تعارض ارزش ها و هنجارهای هویت انسانی با ارزش ها و هنجارهای دینی، ارزش ها و هنجارهای هویت انسانی مقدم اند. دین‌داری یک حیوان یا یک موجود حیوان صفت او را به انسان تبدیل نخواهد کرد، زیرا انسان ها اوصاف و خصائص شخصیتی و رذائل و فضائل اخلاقی خود را به همراه خود وارد دین می کنند.

به عبارت ساده ایشان می گوید یافتن هویت اخلاقی و هویت انسانی وابسته به دین نیست، بلکه مقدم بر آن است. یعنی قبل از هر نوع دین‌داری، باید با تأمل و تعقّل، هویت انسانی و اخلاقی خود را به دست آوریم، آن‌گاه با کمک آن و بر اساس چارچوب هایی که این هویت پیشینی به ما می دهد، به انتخاب دین بپردازیم. اگر قبل از گزینش دین هویت انسانی نیابیم، ممکن است با هویت حیوانی خود دین‌دار شویم و ترکیب هویت حیوانی و دین -که از اخلاق و انسانیت تهی است- خطرناک است.

بررسی
متاسفانه نویسنده چنین فرض کرده است که می توان بین دین و رفتار نیک و اخلاق تفکیک کرد. این تفکیک اگر در مورد دین های بشرساخته و یا دین های تحریف شده روا باشد، درباره دینی که از سوی خداوند برای سعادت بشر نازل شده است، نارواست. دین نازل از سوی خداوند حکیم، برای همه بخش های زندگی برنامه دارد. رفتار نیک و اخلاق زیبا نیز بخشی از برنامه تکامل انسان است که دین نسبت به آن غفلت نکرده است. دینی که از سوی خالق هستی به عنوان برنامه زندگی به انسان هدیه می شود، دربردارنده و تضمین کننده همه ابعاد سعادت اوست و نمی تواند نسبت به بخش مهمی از سعادت او بی تفاوت باشد. دین هرگز با هویت حیوانی ترکیب نمی شود، یعنی نمی توان فرض کرد کسی حیوان صفت و در همان حال دین‌دار باشد. اگر دینی دربردارنده رفتار و اخلاق غیر انسانی باشد، از اعتبار می افتد و نمی توان آن را دین حق شمرد.

این سخن نادرستی است که ما بگوییم در غیاب هویت انسانی، آن چه با هویت دینی ترکیب می شود، هویت حیوانی است و یا در تعارض ارزش های هویت انسانی با دینی، ارزش های هویت انسانی مقدم است، چون اگر هویت انسانی نباشد، هویت دینی هم در کار نیست و هرگز هویت انسانی با هویت دینی در تعارض قرار نمی گیرد. دین یک تشریفات و یا سرگرمی محض نیست که با هر چیزی جور در بیاید و با همه چیز-و لو حیوان صفتی- سازگار باشد. دین حقیقی باید در بردارنده تمام اصول اخلاقی و فضائل انسانی باشد.

دقت در آموزه های دین اسلام به روشنی بیان گر منزلت اخلاق در آن است. فرض اسلام منهای اخلاق یا به تعبیر برخی منهای هویت انسانی، فرضی غیر واقعی و باطل است. این که بگوییم کسی اسلام دارد ولی اخلاق و هویت انسانی ندارد، تناقض است، زیرا به این معناست که اسلام دارد و اسلام ندارد. اخلاق جزئی از اسلام است و در کنار بایدها و نبایدهای فقهی، تعالیم اخلاقی نیز در نظام ارزشی اسلام قرار دارد. مجموعه های روایی که از ائمه (علیهم‌السلام) رسیده است، دربردارنده ارزش های اخلاقی فراوانی است. رعایت حقوق همسایه و پدر و مادر و همسفر و ... مورد تأکید اسلام قرار گرفته است.

کافی است به جمله پر معنای امام علی (عایه‌السلام) که دربردارنده همه ارزش های اخلاقی اجتماعی است، نظری بیفکنیم. امام در نامة 31 نهج البلاغه خطاب به فرزندش می فرماید: «يَا بُنَيَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا وَ لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ: ای فرزندم! نفس خود را میزان بین خود و دیگران قرار ده، برای دیگران دوست بدار آن چه را برای خود می پسندی و برای دیگران مپسند آن چه برای خود نمی پسندی و هرگز ظلم نکن، چنان چه دوست نداری ظلم شوی و نیکی کن، چنان چه دوست داری به تو نیکی شود و از خودت آن چه را از دیگران بد می شمری، ناپسند بشمار.»

آیات قرآن نیز به موضوع اخلاق اهمیت فراوانی داده است. بخش های زیادی از سوره های اسراء و لقمان و حجرات و ... به فضائل و رذائل اخلاقی اختصاص دارد. و از همه مهم تر این که قرآن با دعوت به توحید و ایمان به خدا، انسان را در یک نظام اخلاقی مطمئن قرار می دهد؛ نظامی که دربردارنده همه فضائل اخلاقی است و تمام رذائل اخلاقی را پاک می کند.

بنابراین دین به معنی واقعی از هویت انسانی و اخلاقی قابل تفکیک نیست و این که به زعم برخی، دین‌داری بدون اخلاق و انسانیت ممکن است، کاملاً نادرست است.

باید به این نکته نیز توجه کنیم که منظور ما این نیست که ما بدون کمک گرفتن از دین الهی، می توانیم هویت اخلاقی و انسانی کاملی داشته باشیم و دین هم این توانایی را دارد که چنین هویتی به ما ببخشد، بلکه معتقدیم به دلیل نقص آگاهی انسان درباره جهان و نفس خود و سعادت و شقاوت واقعی، برای پی ریزی نظام اخلاقی و رفتاری نیازمند هدایت خدا است. این هدایت در قالب دین به انسان عرضه می شود. پس بدون هدایت دین الهی، هویت اخلاقی و انسانی ما نیز ناقص است.

_________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. سایت جماعت دعوت و اصلاح ایران- ایشان در کتابی با عنوان «دین در ترازوی اخلاق» این سخن را تفصیل بیشتری داده است.

امتیاز: 
No votes yet

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 235