بی تو خیلی تنها هستم یا بی پول تنهایم؟!

پنج سال پیش با اقایی که دقیقا مطابق توقعات من بود اشنا شدم.از لحاظ مسائل خانوادگی فرهنگی مثل هم بودبم.هیچ مشکلی نداشتیم.من شاغل بودم و ایشون هم حق التدریس. قرار شد کمی به هم وفت بدیم تا شرایط شغلی و مالی مساعد بشه. متاسفانه اوضاع شغلی من و ایشون مطابق انتظار پیش نرفت. سه سال طول کشیدو ما بهم علاقه داشتیم . و هیچ مشکلی نداشتیم تا ابنکه من کارمو از دست دادم.اوضاع اقتصادی خانواده هامومون بهم خورد .احساس میکردم علاقه شون به من کم شده. بی پولی و ناامیدی و... در استانه سی سالگی بود ولی شغل ثابتی نداشت. فوق لیسانس بیکار. منم که بیکار بودم و شرایط مالی خانوادم هم کلا بهم ریخته بود. میتونم بگم یه ورشکستگی جزیی پیش اومده بود.به هر بهانه دعوامون میشد. من زجر میکشیدم ازینکه حس میکردم بخاطر مشکلات مالی دیگه دوسم نداره. خیلی اذیتم کرد. به هر طریقی میخواس خودشو ازین رابطه بکشه کنار. کار به جایی رسید که فکر میکردم سردی و بی میلیش به من بخاطر اینه که دختر دبگه ای تو زتدگیشه. یکسال خیلی سختو گذروندم. میگفت خانوادم میگن دختر باید شاغل باشه. من و تو بیکاریم و .... یکسال تحقیرم کرد سرزنشم کرد.خیلی دوسش داشتم.حیلی بهش اعتماد داشتم.ضربه بدی خوردم.اون داشت دیوونه میشد منم دیوونه مبکرد.همش بخاطر بی پولی و بیکاری بود.همه خانوادم فهمیده بودن و نفرینش میکردن که منو بخاطر پول میخواسته. ... الان هشت ماهه میرم سرکار.ماشین خریدم و مشکلات مالی هردومون حل سده.تو این یکسال دعوا کردیم جنگیدبم بهم بی احترامی کردیم ولی قطع ارتباط کامل نکردیم. از چند وقت پیش تا حالا بهم همش ابراز علاقه میکنه.میگه دست خودش نبودو هیچ امیدی نداشت.گاهی بی مقدمه اس میده که خیلی اذیتت کردم منو ببخش! برای داشتنم تلاش میکنه.همش میگه میترسم از دستم بری و ازم انتقام بگیری.میگه اگه من نباشم خیلی تنهاست و حالا که همه چیز درست شده من ببخشم و دوباره بهش فرصت بدم! نمیدونم. میترسم. من هیچ مشکلی باهاش نداشتم.جز اینکه وقتی شغلمو از دست دادم اونم فرار کرد بهم وقت نداد.میتونم بگم خودشو نجات داد. اما حالا همش میگه اشتباه کردم و.... ازطرفی من دوسش دارم.تو تمام مدتی که اذیتم میکرد هر،روز یه جور بهم فشار روحی میاورد ولی نتونستم فراموشش کنم.رابطه ما بر پایه عقل و منطق بود.پاک بود.هر دو ادمای موجهی هستیم.و جز این تجربه تلخ هیچ اختلاف نظر و مشکلی نداریم.نمیدونم قبولش کنم یا نه. خانوادم هم ازش دلخورن.میترسم بازم تنهام بذاره.میترسم نتونم بهس تکیه کنم...

http://welayatnet.com/node/45885
تصویر هانا
نویسنده هانا در

چقد ناراحت کننده بود sad خداکنه بتونی درست تصمیم بگیری بهترین و وفادار ترین همسر نصیبت بشه 

تصویر shakib
نویسنده shakib در

جمع بندی ونتیجه گیری نهایی:
مشکل شما در برقرار کردن ارتباط قبل از عقد و ازدواج

اگر بخواهیم ریشه مشکلات شما را بررسی کنیم (دلیل این همه اذیت شدنها و تحقیر شدن ها و ..)منشا همه آنهابر می گردد به یک گناه که متاسفانه افراد زیادی دچار آن می شوند و سالهای زیبای جوانی خود و شور و نشاط آن را از دست می دهند و آن ایجاد ارتباط با نامحرم است داشتن رابطه رابطه با نامحرم حتی با نیت ازدواج، علاوه بر آنکه شرعا حرام است دارای آسیب های فراوانی است از جمله همانطور که خودتان هم اشاره کردید ایجاد وابستگی، که این وابستگی باعث عدم شناخت درست طرف و ندیدن عیوب او می شود.
برای داشتن ازدواج خوب و موفق و بدور از این همه دردسر و اضطراب آشنایی چند جلسه ای در مراسم خواستگاری و انجام تحقیقات لازم کفایت می کند، بنابراین در حال حاضر بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که بدور از احساسات و باعقلانیت کامل ببینید که آیا ایشان مناسب شما هستند ؟آیا از تناسبهای لازم ازدواج یعنی تناسبهای فکری اخلاقی رفتاری و اعتقادی برخورد دار هستید؟خلاصه با توجه به روابط چند ساله ای که با ایشان داشتید و تحقیق از دوستان و آشنایانش به یک شناخت کامل از ایشان برسید، همین اختلافی که شما از آن بعنوان یک تجربه تلخ یاد کردید، می تواند سرنخ های خوبی را به شما در مورد این آقا بدهد، یعنی سرنخ هایی از روحیات و حالات او و اینکه آیا اصلا ایشان شما را بخاطر خودتان انتخاب کرده اند یا بخاطر شغلتان؟شما با ایشان اتمام حجت کنید که لزومی ندارد که زن ها در بیرون از منزل هم شغلی داشته باشند زیرا در دین ما نفقه بر عهده مرد است و علاوه بر آن برای زن ها مشکلاتی از جمله بارداری و ...پیش می آید که نباید کار کنند و کلا کار کردن در بیرون از خانه برای زن ها یک مزیت محسوب نمی شود، با این حساب شما خود بسنجید که آیا او بدرد شما می خورد؟ آیا حاضر هستید با چنین فردی یک عمر زندگی کنید؟ و سپس تصمیم بگیرید.

اگر قصد ازدواج داشتید هر چه سریعتر ارتباط خود را قطع کنید و به ایشان یک مهلت یک ماهه بدهید تا از طریق خانواده برای خواستگاری اقدام کنند(البته در صورت نیاز می توانید تا سه ماه تمدید کنید)

در اخر با توکل وتوسل به خداوند متعال و اهل بیت عصمت وطهارت همیشه در زندگی پیروزو سربلند باشید.

تصویر امید مهدی

سلام 

دو راه دارید یا فراموشی و یا فرصتی دوباره . توجه داشته باشید هر انسانی ممکن است رفتار اشتباهی از خود بروز دهد . بهتر است برآیند رفتار های ایشان را مورد بررسی قرار دهید تا بتوانید تصمیم درستی بگیرید . رفتارهای مثبت و منفی و اشتباهاتشان را به روی کاغذ آورده و هر رفتار مثبت و یا منفی را امتیازی دهید . به طور مثال تنها گذاشتن تان وقتی وضعیت مالی خوبی نداشتید را منفی 10 بدهید و فرضا خوش رویی او در اغلب اوقات مثبت 8 و اینگونه به یک بررسی جامع از شخصیت ایشان و خصوصیاتشان خواهید رسید . اما بهتر است در مورد وضعیت مالی تان نیز ایشان را بیشتر مورد بررسی قرار دهید و بیازمایید . اگر شما پس از ازدواج شغل تان را از دست دهید و یا به دلایل گوناگون خواهان کار در بیرون از منزل نباشید و خیلی موارد دیگه ، ایشان چه برخوردی خواهند داشت ؟ به دلیل تکدر خاطر خانواده تان ( که البته منطقی ست ) بهتر است خودتان و سپس خانواده تان به اطمینان خاطر از این موضوع برسید. بهتر است با پدرتان در این باره صحبت نمایید و از پدرتان بخواهید به ایشان فرصتی دهند . البته بگذارید پدرتان ایشان را بیازمایند چون جنس خودشان است و بالاخره با تجربه هستند و بهتر می تونند تصمیم منطقی بگیرند . و در پایان نیز اگر به مراحل پایانی رسیدید از مهریه مناسبی استفاده نمایید تا اندک دل چرکینی تان نیز مرتفع گردد . 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و ( عجل فرجهم )

تصویر ملیکا
نویسنده ملیکا در

ممنون از دوستانی که راهمایی کردن.

نمیتونم تصمیم بگیرم.

دوستانم همش ایشون رو تائید میکنن و میگن حق داشته اگر نخواسته وارد زندگی ای بشه که مشکلات مالی فراوونی توش اتفاق میافتاد. دوستان متاهلم که همه تحصیلکرده هم هستن میگن بهشون فرصت دوباره بدم. اقای محمدمهدی فرموده بودن زن و شوهر نبودیم که من بخوام ببخشم با نبخشم و دوست دیگری فرمودند نحقیر ها نتیجه گناهیه که مرتکب شدم.

من چه گناهی رو مرتکب شدم؟

من برای زندگی اینده م شخصی رو انتخاب کردم و کم کم شناختمش و دیدم این ادم با اونچه من میخوام یکی هست . باهاش اختلاف عقیده و نظر و فرهنگ و ... نداشتم. و خب این طبیعیه که بهم علاقه مند بشیم . من احساس گناه نمیکنم.

مشکل من اینه که من ادمی نبودم که با جنس مخالف دوست باشم و علاقه مند باشم. ایشون تنها فردی هستن که تو زندگی من بودن و از همون هفته اول اشنایی قصد هردومون تشکیل زندگی بود. دوستی به اون شکل که رایج هست بین ما نبود.فقط  نمیتونم به خودم بقبولونم که با شخصی دیگه ازدواج کنم. از اینده میترسم و نمیتونم تصمیم درستی بگیرم. میترسم ازین جامعه و به خودممیگم تو این وضع که خیلی از جوونا مشکل اعتیاد و .... دارن به یه ادم سالم باید فرصت داد. من به خاطر شغلم و رشته تحصیلیم خیلی خیلی ادمهایی دیدم که ظاهر پاک و باطن و فکر خراب دارن و بخاطر همین واقعا میترسم.

خیلی شرایط سختی دارم. نمیدونم چه تصمیمی بگیرم.
 

تصویر shakib
نویسنده shakib در

اینکه گفتید چه گناهی
گناه شما در ایجاد ارتباط بوده  و ارتباط هم آسیبهای فراوانی دارد،از جمله دلبستگی و .. ارتباط باعث می شود که انسان چشمو گوشش بسته شود و خلاصه مهمترین مانع در شناخت طرف مقابل است، انسان وقتی عاشق شود، دیگر هیچ چیز را نمی بیند، خلاصه عیوب طرف مقابل را نمی بیند یا اینکه اگر ببیند آنها را نادیده می گیرد.
از طرفی خیلی ها قبل از عقد ارتباط برقرارمی کنند، بعد از مدتی که خانواده ها در جریان قرار می گیرند کلا مخالفت می کنند، در این میان این دختر و پسر هستندکه باید، به جهت فراموشی عشق دچار عذاب شوند و...
خلاصه

شما نیجه گیری نهایی را بدقت مطالعه کنید،
اگر ایشان فرد مناسب شما هستند، دقت کنید ، یعنی از تناسبهای اصلی با ایشان برخوردار هستید و شرایط شما را می پذیرند، بامشورت خانواده و اطرافیان، انوقت میشود ، تصمیم درست گرفت، اینکه می گویید خیلی از جوانها مشکل اعتیاد دارند این درست نیست، چون اکثر جوانهای ما مشکل اعتیاد ندارند و جوانهای زیادی هستند که واقعا بطور صحیح زندگی می کنند و...خلاصه ناامید نباشیدو از روی احساسات و عواطف تصمیم گیری نکنید و با بزرگان فامیل و ..مشورت کنید واز تحقیقات درست غافل نشوید.
 

تصویر یه عاشق واقعی

سلام خدمت خواهر گرامی .... 

چند نکته 

یک : شما در رابطه ای که با ایشان در این مدت داشتید به واقع زمانی بود برای شناخت و آشنایی از شخصیت یکدیگر ، و در واقع زن و شوهر نبودید که در اندیشه تان این باشد که ببخشمش یا نبخشمش!!!!!!!! بحث بخشش و گذشت وقتی معنی میدهد که شما مثلا در چهارچوبی به نام زندگی مشترک قرار داشته باشید .... نه اینکه در صحنه انتخاب همسرتان باشید و با خیال گذشت و فداکاری زندگیتان را همیشه در پرتگاه و لب دره بنا نمایید ..... 

شما در مرحله قبل از ازدواج هستید و شناخت ، ایشان را آزمودید و شکست خوردند ... مگر قرار است چقدر و چندبار ایشان را بسنجید که بفهمید مناسبتان هست یا خیر ؟؟ 

چند مثال میزنم ، فرضا شما با همسرتان میرید بیرون از خانه مثلا رستوران .... و شما نیز در مرحله شناخت هستید .... میبینید همش چشمش می جنبه ... اگر اعتراض کنید و ایشان بگوید ببخشید اشتباه کردم منطقی ست ؟؟؟ اینکه بگوید ببخشید یه بار دیگه بهم فرصت بده منطقی ست ؟؟؟ کنترل نگاه چیزی نیست که با یک بار بخشیدن شما حل شود .... یا فرضا بهتون فحش بده ... بعد بگه ببخشید!!!! منطقی ست ؟؟؟ کنترل زبان چیزی نیست که با بخشش حل بشود ..... 

انسان ها اصولا در موقعیت های گوناگون درون مایه خود را به نمایش میذارن ..... اصولا اون چیزی که بهش تربیت یافتند را آشکار میکنند ..... اون چیزی که بهش خو گرفته اند را بروز میدهند ..... 

پس بهتر است منطقا رفتار نمایید نه احساسا!!!!!!!!

خوشبخت بشید 

یاحق 

تصویر mahseta
نویسنده mahseta در

وقتی میتونی به جواب برسی که هدفت از اون دوستی و آشنایی معلوم باشه
1- اگه هدفت شناخت بوده که خب بشین ببین به چه نتیجه ای رسیدی؟ آیا آزموده را آزمودن خطا  هست یا نیست!
2- هدفت از آشنایی فقط این بوده که عشق رو تجربه کنی و دلت پیش یکی گیر کنه و نتونی درست تصمیم بگیری
خودت باید به جواب برسی 

تصویر نورخورشید

اون دوست داشتنو تو شغل شما میبینه 

کلا فکر میکنم ادمیه ک بیوفتی تو چاه نخواد دستتو بگیره 

بیخیالش 

 

تصویر هانا
نویسنده هانا در

حتما برید پیش یه مشاوره خوب حضوری بهتره یه مشاور خیلی باتجربه تره میتونه شخصیته این آقارو بشناسه زودتر مواظب باش این مرده که باید تکیه گاه باشه دقت کن کیو میخوای تکیه گاه و حامیه خودت انتخاب کنی 

تصویر امیر 12

آدم ها رو ( یا دوست خوب ) رو تو سختی میشه شناخت ...

به هر حال خدا شرایطی رو پیش اورد که شما بتونی چهره واقعی اون فرد رو ببینی ..

در هر صورت چه خوب و چه بد، شناخت شما بهتر و بیشتر شده و این یک نکته بسیار مهم و مثبتیه !!!!

تصویر shakib
نویسنده shakib در

سلام

از اینکه با سایت ره روان ولایت مکاتبه می کنید متشکریم.

اگر بخواهیم ریشه مشکلات شما را بررسی کنیم (دلیل این همه اذیت شدنها و تحقیر شدن ها و ..)منشا همه آنهابر می گردد به یک گناه که متاسفانه افراد زیادی دچار آن می شوند و سالهای زیبای جوانی خود و شور و نشاط آن را از دست می دهند و آن ایجاد ارتباط با نامحرم است داشتن رابطه رابطه با نامحرم حتی با نیت ازدواج، علاوه بر آنکه شرعا حرام است دارای آسیب های فراوانی است از جمله همانطور که خودتان هم اشاره کردید ایجاد وابستگی، که این وابستگی باعث عدم شناخت درست طرف و ندیدن عیوب او می شود.
برای داشتن ازدواج خوب و موفق و بدور از این همه دردسر و اضطراب آشنایی چند جلسه ای در مراسم خواستگاری و انجام تحقیقات لازم کفایت می کند، بنابراین در حال حاضر بهترین کاری که شما می توانید بکنید این است که بدور از احساسات و باعقلانیت کامل ببینید که آیا ایشان مناسب شما هستند ؟آیا از تناسبهای لازم ازدواج یعنی تناسبهای فکری اخلاقی رفتاری و اعتقادی برخورد دار هستید؟خلاصه با توجه به روابط چند ساله ای که با ایشان داشتید و تحقیق از دوستان و آشنایانش به یک شناخت کامل از ایشان برسید، همین اختلافی که شما از آن بعنوان یک تجربه تلخ یاد کردید، می تواند سرنخ های خوبی را به شما در مورد این آقا بدهد، یعنی سرنخ هایی از روحیات و حالات او و اینکه آیا اصلا ایشان شما را بخاطر خودتان انتخاب کرده اند یا بخاطر شغلتان؟شما با ایشان اتمام حجت کنید که لزومی ندارد که زن ها در بیرون از منزل هم شغلی داشته باشند زیرا در دین ما نفقه بر عهده مرد است و علاوه بر آن برای زن ها مشکلاتی از جمله بارداری و ...پیش می آید که نباید کار کنند و کلا کار کردن در بیرون از خانه برای زن ها یک مزیت محسوب نمی شود، با این حساب شما خود بسنجید که آیا او بدرد شما می خورد؟ آیا حاضر هستید با چنین فردی یک عمر زندگی کنید؟ و سپس تصمیم بگیرید.

اگر قصد ازدواج داشتید هر چه سریعتر ارتباط خود را قطع کنید و به ایشان یک مهلت یک ماهه بدهید تا از طریق خانواده برای خواستگاری اقدام کنند(البته در صورت نیاز می توانید تا سه ماه تمدید کنید)

در اخر با توکل وتوسل به خداوند متعال و اهل بیت عصمت وطهارت همیشه در زندگی پیروزو سربلند باشید.

  

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.