حاکمیت؛ حق خداوند یا حق انسان ها؟

حق حاکمیت، در اصل از آن خداوند است و در مرحله ی بعد، فقط انسان هایی که از طرف خداوند، اذن داشته باشند حق حکومت بر دیگران را دارند و اندیشه ی سکولاریسم که بر مبنای اومانیسم، حق حاکمیت را مختص انسان معرفی می کند نه تنها برای انسان، دست آوردی به همراه ندارد بلکه او را در ردیف حیوانات قرار می دهد!
حاکمیت از آن خداوند است
 

از جمله اختلافات اساسی و مبنایی میان تفکر دینی و سکولاریستی، اختلاف بر سر این موضوع است که آیا اصولاً، حق حاکمیت از آن خداوند است یا انسان؟ معتقدشدن به هر یک از دو نظریه، تبعات و پیامدهای زیادی دارد که لزوم بررسی دقیق این مطلب را اثبات می کند.

در این جا قصد داریم تا به صورت خلاصه، به بیان دلیل هر دو نظر بپردازیم و در نهایت، نظر درست را برگزینیم.

بر اساس اندیشه ی سکولاریسم، حق قانون گذاری و حکمرانی، از آن خداوند نیست بلکه انسان با تکیه بر عقل و علم، چنین حقی را به خود اختصاص داه است و به واسطه ی همان علم و عقل، دیگر نیازی به وحی ندارد.

اما در حکومت دینی، مالکیت و حاکمیت حقیقی و اصلی از آن خداست «ان الحکم الا لله» (سوره انعام- آیه 57) و بدون اذن او هیچ انسانی حق ندارد بر دیگران، حکومت کند.
 

دلیل سکولارها برای ابراز نظریه ی فوق، اعتقاد به نظریه ای است به نام «انسان محوری» که در اصطلاح به آن اومانیسم (Humanism) می گویند. بر اساس این نظریه، «علاقه و میل طبیعی انسان، محور و میزان همه چیز است.» (دایرةالمعارف فلسفه - اثر "پل ادواردز" - ذیل واژه ی اومانیسم)

ادر مقام نقد این نظریه، باید گفت که محور قرار دادن میل طبیعی انسان، نه تنها احترام به او نیست بلکه بدترین توهین، محسوب می شود. چون با این نگرش، خواست اصلی انسان در نیازهای مادی او مثل خواب و خوراک و شهوت، خلاصه می شود. این در حالی است که در وجود انسان، نیازهای غیر مادی بسیار متعالی وجود دارد که کمال خواهی و حقیقت طلبی از آن جمله است. علاوه بر اینکه اگر ملاک، امیال و علایق طبیعی انسان باشد چه فرقی میان او با حیوانات باقی می ماند؟
 

قرآن کریم درباره ی کسانی که قبله و هدف نهایی خود را میل طبیعی خود قرار داده اند موضع سختی گرفته است. آنجا که می فرماید:
« أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ.» (جاثیه/23)
یعنی:
«آیا دیدی آن کس را که هوای نفس خود را خدای خود قرار داده و خدا او را (پس از اتمام حجت) گمراه ساخته است و بر گوش و دل او مهر زده و بر چشمش پرده ی ظلمت کشیده است؟ پس او را بعد از خدا چه کسی هدایت خواهد کرد؟ آیا متذکر این معنا نمی شوید؟»

بنابراین حق حاکمیت، در اصل از آن خداوند است و در مرحله ی بعد، فقط انسان هایی که از طرف خداوند، اذن داشته باشند حق حکومت بر دیگران را دارند و اندیشه ی سکولاریسم که بر مبنای اومانیسم، حق حاکمیت را مختص انسان معرفی می کند نه تنها برای انسان، دست آوردی به همراه ندارد بلکه او را در ردیف حیوانات قرار می دهد!