باور به وجودی نامرئی!

02:00 - 1397/02/27

به نظر می‌رسد پذیرفتن تصادفی بودن این نظم و درایت و قشنگی عالم، بسیار سخت‌تر و نامعقول‌تر از پذیرفتن وجود نامرئی باشد؛ قضاوت در این باره را به عقل های بیدار و جویای حقیقت می‌سپاریم.

بی خدایی

خداناباوران می گویند اگر طوفانی از دریا به سمت ساحل حرکت کند و قطعات زیادی از آهن با خود حمل کند، این قطعات در ساحل پراکنده می شوند. حال اگر قطعات آهن یک‌جا جمع شوند و در کنار هم قرار گیرند، یک سؤال به وجود می‌آید؛ این‌که چگونه این قطعات کنار هم قرار گرفتند؟ این جای شگفتی دارد که قطعات پراکنده همراه طوفان در یک جا جمع شوند. ممکن است در پاسخ بگوییم: یک موجود نامرئی این‌ها را کنار هم قرار داده است. اما آیا باور به یک موجود نامرئی، شگفت انگیزتر از کنار هم قرار گرفتن این قطعات نیست؟ در ادامه می گویند اگر معلوم شود که قطعات آهن دارای خاصیت آهن ربایی هستند، در این صورت برای توجیه کنار هم قرار گرفتن قطعات، به موجود نامرئی معتقد نمی‌شویم. در واقع ما وقتی علتی را نمی‌بینیم، دنبال یک موجود نامرئی می‌گردیم. پس اگر علت را فهمیدیم، لازم نیست در پی موجود نامرئی باشیم.

از این مثال ساده در مورد باور به خدا چنین نتیجه می گیرند: 1. باور به یک موجود نامرئی مشکل تر و عجیب تر از تصادفی بودن نظمی است که در جهان مشاهده می کنیم. 2. اگر علت‌های علمی پدیده های منظم کشف شوند، نیازی به موجود نامرئی برای توجیه نظم نداریم. بله تا زمانی که علت ها را ندانیم، پای موجود نامرئی را به میان می کشیم. علت پیدایش جهان گر چه در گذشته معلوم نبود، ولی اکنون آن را فهمیدیم؛ یک انفجار بزرگ رخ داد که ذرات از هم دور شدند. آن گاه در طول میلیاردها سال این ذرات بخاطر جاذبه به هم نزدیک شدند و سیارات شکل گرفتند.

پاسخ اجمالی: این دیدگاه مبتنی بر مکتب پوزیتیویسم است که هستی را منحصر در ماده می داند و چیزی که با حواس انسان ادراک نشود را رد می کند. معرفت شناسی پوزیتیویستی از نظر ما باطل است. در پاسخ به اشکال مطرح شده هم باید گفت: فرض ما جایی است که این قطعات آهن، به طور منظم و در هیئتی خاص کنار هم گرد آیند، نه این‌که صرفا کنار هم قرار گیرند، مثلا اگر هزار قطعه آهن، روی هم ریخته شود و یک ماشین یا هواپیما یا یک  اسلحه پیشرفته را بسازند، این‌جا سوال می‌کنیم آیا این نظم و این شکل خاص بین این آهن‌ها تصادفی بوده یا ناظم می‌خواهد، به نظر می‌رسد این‌جا پذیرفتن نظریه تصادف، بسی سخت‌تر و عیر عاقلانه‌تر از وجود موجود نامرئی باشد.

پاسخ تفصیلی:
این افراد در شناخت‌های خود تنها بر حس تکیه می کنند و چیزی را که محسوس نباشد، خارج از قلمرو وجود می‌دانند. اولین اشکال به این دیدگاه این است که هیچ دلیلی برای محصور کردن وجود در مادیات و نفی وجود غیر مادی، وجود ندارند. این افراد باید اثبات کنند وجود منحصر در ماده و شناخت حسی است، اما چنین اثباتی در گفتار آن‌ها به چشم نمی‌خورد، بلکه مثال نقض هم دارد مانند این‌که وجود روح غیر قابل انکار است، اما به هیچ‌وجه به وسیله حس نمی‌توان آن را درک کرد و در آزمایشگاه مورد آزمایش قرار داد، لذا این مکتب هرگز نمی‌تواند منطبق بر واقعیت باشد.

اما در مورد شبهه مطرح شده باید گفت: ما در پست قبلی گفتیم ارزش علمی فرضیه تصادف قریب به صفر است و در هیچ علمی به چنین احتمالی التفات نمی‌شود. آن‌چه ارزش معرفتی دارد این است که طراحی عالم و قادر و هوشمند ساختار منظم هستی را ایجاد نموده است و عقل و خرد انسانی چنین وجودی را برای ایجاد نظم و هماهنگی شگرف هستی لازم می‌داند.

اما در مورد این شبهه باید گفت: پذیرش وجودی برتر که خالق نظم و قوانین جهان است، به هیچ وجه سخت‌تز و غیر منطقی‌تر از نظریه تصادف نیست، بلکه کاملا عاقلانه است؛ در این سوال تنها چیزی که فرض شده این است که آن قطعات آهن، کنار هم قرار گیرند که در این‌صورت عقل منعی نمی‌بیند که با خاصیتی درونی و کششی درونی کنار هم جمع شوند؛ اما اگر این جمع شدن به نحوی خاص و با ترکیبی منظم باشد، این‌جا دیگر عقل بشری هرگز نمی‌تواند بپذیرد این شکل خاص حاصل ویژگی درونی و خاصیت خود اشیا بوده و ناظمی در کار نبوده است، مثلا اگر قطعات آهن روی هم ریخته و یک ماشین بسیار پیشرفته را تشکیل داده باشند، یا این‌که یک کشتی یا یک هواپیمای عالی و پیشرفته را شکل دهند، این‌جا کدام عقل سلیم است که بپذیرد، ناظمی بیرونی و خالقی در کار نبوده و خیلی اتفاقی و بدون شعور، قسمتی از آن آهن‌ها موتور شده، قسمتی پروانه، قسمتی بدنه، قسمتی صندلی و ... آیا احتمال به وجود آمدن یک هواپیما از قطعات آن به صورت تصادفی صفر نیست؟ آیا عقل سلیم و بدون هوا و هوس، می‌تواند بپذیرد یک ماشین یا یک اسلحه یا یک هواپیما در طول مثلا هزاران سال، کاملا تصادفی به وجود آمده باشد.

بنابراین می‌گوییم: اگر قطعات عالم امکانی مانند ستارگان، سیاره‌ها، خورشید، زمین، منظومه شمسی و ... بدون هیچ نظمی فقط کنار هم بودند و روی هم تلمبار می‌شدند، احتمال نظریه تصادف، بالا می‌رفت، اما حالا که منظم هستند و هر کدام در مدار خویش در حرکت هستند و بعد از میلیون‌ها سال، بلکه میلیارها سال هنوز اندکی تغییر نکرده و چنان منظم در کنار هم چیده شده‌اند که دانشمندان هوا فضا و اخترشناسان، از رابطه بین آن‌ها قانون کشف می‌کنند، آیا باز نظریه تصادف قوی می‌نماید؟ ایا پذیرفتن ذهنی هوشمند و طراحی عالی برای این عالم سخت است یا پذیرفتن به وجود آمدن این طراحی عالی بدون طراح و کاملا تصادفی؟

به نظر می‌رسد پذیرفتن تصادفی بودن این نظم و درایت و قشنگی عالم، بسیار سخت‌تر و نامعقول‌تر از پذیرفتن وجود نامرئی باشد؛ قضاوت در این باره را به عقل های بیدار و جویای حقیقت می‌سپاریم.

نکته پایانی این که اعتقاد به خدا از این جهت نیست که علت برخی پدیده‌ها را نمی‌دانیم و آن را به وجود غیر مادی نسبت می‌دهیم، بلکه همان‌طور که گذشت این خرد انسانی است که منطقاً چنین وجودی را برای ایجاد جهان هستی لازم می‌شمرد. کشف علل و اسباب مادی هم منافاتی با اعتقاد به آفریننده ندارد، زیرا آفریننده هستی است که اسباب و علل جهان را ایجاد و تدبیر می کند. مثلاً نور خورشید به دریاها می‌تابد و آب دریاها بخار می‌شود و توسط بادها به خشکی‌ها می‌رود، سپس متراکم شده و در شرایط مناسب به قطرات باران تبدیل می شود و فرود می‌آید. وجود این اسباب و واسطه‌ها دخالت آفریننده همه این پدیده‌ها را نفی نمی‌کند، بلکه آفریننده هستی از این مجرا اراده خود را اعمال می کند.

امتیاز: 
No votes yet

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 364